امروز در خبرها خواندم:
" شرق نوشت:آیین ایرانی چهارشنبهسوری هم عربی میشود. این را از برگزاری مراسمهای بزرگ این روز در دوبی میتوان فهمید. در حالی که آیین کهن و ایرانی چهارشنبهسوری در کشورمان از یکسو توسط برگزارکنندگان آن به دلیل استفاده از ترقه و بمبهای دستساز تحریف و آزاردهنده شده و از سویی دیگر برخی مسوولان به همین دلیل با برگزاری آن مخالفت میکنند، برخی کشورهای همسایه ایران مانند امارات متحده عربی در شهر دوبی تلاش میکنند با تبلیغ و برگزاری هر چه باشکوهتر این آیین و دادن آزادی عمل به برگزارکنندگان آن به جذب گردشگر برای کشورشان اقدام کنند.
اگرچه سالهاست مراسم چهارشنبهسوری توسط ایرانیان مقیم این کشور در دوبی برگزار میشود اما مدتی است فعالیت و تبلیغات حاکمان شیخنشین دوبی برای برگزاری باشکوه این روز رنگ و روی دیگری به خود گرفته است. امسال از اوایل اسفند تبلیغات وسیع برای برگزاری تور چهارشنبهسوری در این شهر شروع شده است، عکسهای منتشر شده از برگزاری آیین چهارشنبهسوری در دوبی افرادی را نشان میدهد که هلهلهکنان با دشداشههای بلند از روی آتش سوری این آیین ایرانی میپرند.
این اولین بار نیست که آیینها و شخصیتهای کهن و معروف ایرانی توسط کشورهای همسایه تملک میشود، پیش از این اعراب حاشیه خلیجفارس کتابهایی به زبان انگلیسی منتشر کردند تحت عنوان معماری عربی، که در آن تمام اسلوب معماری ایرانی به عنوان معماری عربی برای مخاطبان شرح داده شده است.
ابوریحان بیرونی، زکریای رازی، جمالالدین اسدآبادی، رودکی، مولانا و چندین و چند شخصیت برجسته علمی و فرهنگی دیگر ایرانی نیز پیش از این توسط کشورهای همسایه به عنوان دانشمندان کشور خود معرفی شده بود. بعید نیست چندی دیگر حاکمان دوبی پرونده ثبت جهانی چهارشنبهسوری را برای ثبت به یونسکو ارایه کنند و ما ناباورانه فقط نگاه کنیم. "
***
واقعا لیاقت ملتی که هر آنچه را که دارد قدر نمی شناسد، خود با دست خود آئین هایش را به نابودی می کشاند و جشن هایش را به وسیله ای برای آزار اطرافیانش تبدیل می کند، چیزی به جز این است؟ بگذار دست کم آنها آیین های ما را زنده نگه دارند، بلکه روزی در کتاب های تاریخ بنویسند روزگاری این مراسم به ایرانیان تعلق داشت، اما پس از آنکه آنها جشن و پایکوبی شان را به جنگ و زد و خورد و رعب و هراس تبدیل کردند، عرب ها این آئین کهن را زنده نگاه داشتند.
احتمالا هنگام پریدن از آتش برای ما می خوانند، فرهنگ تو از من، جهل من از تو...
(الهام قارون)


Listen to the pouring rain
Listen to it pour
And with every drop of rain
You know I love you more
Let it rain all night longLet my love for you grow strong
As long as we're together
Who cares about the weather
Listen to the falling rain
Listen to it fall
And with every drop of rain
I can hear you call
Call my name right out loud
I can hear above the clouds
And I'm here among the puddles
You and I together huddle
Listen to the falling rain
Listen to it fall
It's raining
It's pouring
The old man is snoring
Went to bed
And he bumped his head
Couldn't get up in the morning
Listen to the falling rain
listen to the rain
Album - And The Sun Will Shine

![]()
چقدر دلم برای خودم تنگ شده!
چقدر وقت است که آوازی نخوانده ام؟
چقدر وقت است که شعری نسروده ام؟
آخرین باری که پاهایم را در آب روان گذاشته بودم و به صدای پرنده ها گوش می کردم کی بود؟
چقدر دلم می خواهد روی چمن ها دراز بکشم و با کف دستهام سبزه ها را لمس کنم.
دلم تنگ شده برای اینکه آنقدر قاصدک فوت کنم تا خسته بشم!
صدام توی قفسه سینه ام حبس شده. می خواهم صدایم را رها کنم:
"قربون خندیدنت، خرامیدنت، چو آهو دویدنت..."
دلم برای یک دل سیر خواب آروم تنگ شده. برای یک سفر طولانی بدون دلهره کارهای مانده.
دلم برای خودم تنگ شده...

یاس ها باز شدند.
آنچنان عطرآگین،
که بهار از نفس قدسیشان مدهوش است.
عشق آغاز شده است.
فصل آغاز حیات است بهار.
دل من بی تاب است،
چو جوانه ای که می روید باز،
بر تن خشک درختی امروز.
روح من شاداب است،
همچو شبنم به رخ لاله دشت.
من بهارانم و این شوق به دنیا ندهم!
(الهام قارون)


امیدوارم سال جدید برای همه، سالی بسیار خوب و سرشار از شادی، سلامتی و موفقیت باشد.